جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

199

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

شمالى رشته‌هاى كوهستانى بدست روسها افتاد و چنان كه به زودى توضيح خواهم داد اين تازه‌واردها رفته‌رفته به طرف جلگه نيز نزديك مىشوند تا مآلا به خود كلات برسند . حق حاكميت ايران - از دست رفتن متصرفات و فقدان ابهت ناشى از آن‌كه به شرح مزبور پيش آمده بود بعلاوه سياست تمركز قدرت كه بوسيلهء ناصر الدين شاه شديدا تعقيب مىشود تابعيت كلات را قطعى ساخته است خان فعلى حاجى عبد الفتح - خان ديگر مثل اسلاف خود خيال شورش در سر ندارد . اينك كلات را افراد نظامى دولت ايران كه وابسته به لشكر خراسان‌اند نگهبانى مىكنند . در آنجا اسما پانصد سرباز در جلگه هستند كه دو توپخانه صحرائى دارند و بنابر مشاهداتم در دروازهء ارغوان شاه نمىتوان باور كرد كه نيروى مؤثرى باشند . شرايط خدمت هم در آنجا طورى است كه هرسه ماه بايد نفرات تعويض شوند و با آنكه استحكام طبيعى آن محل بسيار عظيم است با افراد وارفته و پراكندهء فعلى هر موقع امكان تهاجم ناگهانى است و چنين محل مستحكمى قادر نخواهد بود كه بيش از ده دقيقه در مقابل توپخانهء جديد مقاومت نمايد . ارزش نظامى كلات - چنين به نظر مىرسد كه بخصوص در وضع و حال حاضر ارزش نظامى كلات براى دولت ايران خيلى محدود باشد و اگر هم آنجا بدست روسها بيفتد معلوم نيست كه ارزش نظامى بسيار داشته باشد و هيچ فاتح آينده هم نمىتواند از كلات همان خاصيتى را انتظار داشته باشد كه نادر شاه در نظر داشت ، يعنى آنجا را مخزن جواهرات سازد و به نظر من هيچ كارشناس نظامى هم به خيال مستحكم ساختن محلى كه شصت ميل محيط آن است نخواهد افتاد . ارزش واقعى كلات در اين است كه پايگاه مناسبى براى اقدامات و شروع حمله بر ضد ناحيه ماوراء بحر خزر است . اگر از دروازه‌هاى آن چنان كه بايد و شايد دفاع شود و آنجا در دست نيروى نظامى كافى باشد باز ممكن است خار مزاحمى در جناح دشمنى باشد كه در دامنه‌هاى اتك مستقر است مثلا نيروى متخاصمى كه